آفتاب در حصار 19

بسم الله الرحمن الرحیم
ـ ما نفهميديم اين ديگر چه جور دشمني اي است که تو با علي بن محمد داري؟
وقتي که مي آيد خانه ات از نوکر و کلفت گرفته تا ديگران
همگي مي شوند خادمش. کار به جايي رسيده که زحمت پس زدن
پرده را هم به خود نمي دهد، چون ديگران زودتر مي دوند و برايش پس مي زنند!
ـ بي جا کرده اند! ديگر کسي حق ندارد برايش پرده کنار بزند.
***
امام وارد شد. کسي جرأت نکرد طرف پرده برود.
يکي دو قدم مانده بود که يک دفعه باد زد و پرده کنار رفت.
وقتي مي خواست برگردد هم.
فرياد متوکل پچيد توي خانه: «از اين به بعد اين پرده ي لعنتي را
برايش کنار بزنيد نمي خواهم باد پرده دارش باشد!»
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 22:27 توسط just66
|
می نویسم برای مردی که