ايستاده بود بيرون کاخ، علي بن محمد خواست وارد قصر شود، همه احترامش کردند. عده اي عصباني، اعتراض کردند: «براي چه بايد به يک کودک احترام بگذاريم؟» قسم خوردند وقتي از کاخ بيرون آمد، از اسب پياده نشوند. آمد بيرون. از اسب پياده شدند، بي اختيار. همه ي آنهايي که قسم خورده بودند.
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 23:50 توسط just66
|
می نویسم برای مردی که ناصح و خیر خواه امت و امین اسرار الهی است... برای مولایم امام علی نقی علیه السلام
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَالْعَصْرِ(العصر/1) به عصر سوگند، إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ(العصر/2) که انسانها همه در زيانند؛ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ(العصر/3) مگر کساني که ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند، و يکديگر را به حق سفارش کرده و يکديگر را به شکيبايي و استقامت توصيه نمودهاند!