آفتاب در حصار 13

بسم الله الرحمن الرحیم
همراه سي صد نفر مأمور شد براي آوردن امام هادي از مدينه.
در طول راه با يار امام بحث مي کرد، مي گفت: «مگر علي بن ابي طالب نگفته
هيچ زميني، خالي از قبرستان نيست، اگر هم باشد، به زودي قبرستان مي شود.
پس گورستانِ اين بيابان بي آب و علف کجاست؟»
ميان راه، وسط تابستان، برف سنگيني شروع شد.
امام و يارانش لباس گرم آورده بودند.
مأموران اما، از سرما تلف شدند و همان جا شد گورستانشان.
+ نوشته شده در شنبه نهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 11:45 توسط just66
|
می نویسم برای مردی که