آفتاب در حصار 8
بسم الله الرحمن الرحیم
نامش جنيدي بود، از علماي ناصبي و دشمن سر سخت علويان.
معلمِ علي شش ساله شده بود، بعد از شهادت پدرش به دستور معتصم.
بايد ارتباطش را با شيعيان قطع مي کرد و به خيال خودش و معتصم
مي خواست همراه با کنيه ي اهل بيت اعتقادات ناصبي به او بياموزد!
مدتي گذشت. حال علي را از او پرسيدند با لفظ کودک.
عصباني شد، گفت: «کودک کدام است؟ در مدينه عالم تر از من سراغ داريد؟»
ـ نه!
ـ به خدا قسم! هرچه مي خواهم يادش بدهم، خودش مي داند.
ادامه اش را هم به من ياد مي دهد. تمام قرآن را با تفسير کامل مي داند
و با صداي خودش از حفظ مي خواند. نمي دانم اين همه علم
را از کجا آورده، وقتي در ميان ديوارهاي سياهِ مدينه بزرگ شده.
***
علي شش ساله معلم خوبي بود براي معلمش.
ناصبي سرسخت شد از دوست داران اهل بيت. آن هم سرسختانه.
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 17:28 توسط just66
|

می نویسم برای مردی که