آفتاب در حصار 6
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 23:1 توسط just66
|
بسم الله الرحمن الرحیم
همه نشسته بودند. علي بن محمد شش ساله بود.بلند شد.
با حالتي خاص گفت: «إنّا لله و إنّا اليه راجعون.»
پرسيدند: «چه شده؟»
ناراحت جواب داد:«پدرم را کشتند.»
گفتند: «با دوري راه چطور فهميدي؟»
گفت: «به يک باره در مقابل خدا احساس ذلتي کردم
که تا به حال سابقه نداشت.»
می نویسم برای مردی که