- جاست 66 جاست امام نقی (ع)، imam naghi، نقی ، امام هادیامام نقی،امام نقی،امام نقی،امام نقی،امام نقی،امام نقی،امام نقی،امام نقی،امام نقی،امام نقی،امام نقی،امام نقی،imam naghi,emam naghi،imam naghi,emam naghi,،imam naghi,emam naghi,،imam naghi,emam naghi,،imam naghi,emam naghi,،imam naghi,emam naghi,،imam naghi,emam naghi,66,آفتاب در حصارhttp://just66.blogfa.com/http://just66.blogfa.com/5


بسم الله الرحمن الرحیم

امام جواد پسرش را نشاند توي بغلش و گفت: «علي جان!
چه سوغاتي اي از عراق برايت بياورم؟»
ـ يک شمشير تند و تيز مثل شعله ي آتش.
به موسي گفت: «پسرم تو چه دوست داري؟»
ـ يک اسب.
چشم امام روشن شد.
رو کرد طرف ما، گفت: «علي به خودم رفته است،
موسي به مادرش.»